advisable
مصلحتآميز , صواب , مقتضي , مصلحتي , مصلحت آميز , مقرون بصلاح , قابل توصيه
کلمات مشابه

advise
نصيحت کردن , پند گفتن , پند دادن , توصيه کردن , آگاه کردن , تجويز , اعلاميه , اندرز دادن

advised
مصلحت اميز،خردمندانه

advisedly
از روى عقل و مشورت

advisement
مشورت ،تامل

adviser
ناصح , رهنمون

advisers
نصحا , ندما

advising of credit
بازرگانى : ابلاغ اعتبار

advisor
مستشار , مشاور , استاد راهنما

advisory
مشورتي , نصيحت آميز , نصيحتي

advisory service
علوم مهندسى : دفتر مشاور

advisory services
روانشناسى : خدمات مشورتى

advocacy
طرفداري

advocate
وکيل مدافع , طرفدار بودن

advocation
دفاع ،حمايت

advocator
متدافع ،طرفدار

معنی advisable به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی