acron
(ج.ش ).قسمت قدامى حيوانات بنددار(مثل حشرات)
کلمات مشابه

acronarcotic
(طب )سوزاننده و خواب اور،محرق و منوم

acronical
(نج ).ظاهر شونده در غروب ،افولى ،شامگاهى

acronym
سر نام

acroparesthesia
روانشناسى : نابهنجارى بساوشى در اندامهاى انتهايى

acrophony
صداى حرف اول کلماتى که معرف خود ان کلمه باشد مانند صداى a در الف)aleph(

acropodium
(ج.ش ).سطح فوقانى پاى پرندگان ،پايه ء مجسمه

acropolis
قلعه(در شهرهاى قديمى يونان)،نام دژ معرف اتن(در يونان)

acroscopic
(گ.ش ).متوجه به بالا،صعودى

acrositism
ضعف يافقدان نبض

acrosome
زبر تن ،(ج.ش ).برجستگى قدامى سلول جنسى نر

acrospire
(گ.ش ).گياهک دانه ،نخستين جوانه ء دانه ،جوانه زدن

acrospore
(گ.ش ).هاگ انتهايى

across
رو به رو , ازعرض , روبروي , روب رو

across from
روبه روي

across the board
شامل تمام طبقات ،يکسره ،سرجمع

معنی acron به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی