acidophile
اسيدگري
کلمات مشابه

acidulant
شيمى : اسيدى کننده

acidulated
ميخوش ،کج خلق ،کمى ترش ،ملس

acidulation
شيمى : اسيدى کردن

acidulent
کج خلق

acierage
پولاداندايى

acierate
پولادکردن

aciform
سوزني شکل

acinaces
شمشير کوتاه ايرانيان قديم و سکاها

acinaciform
(گ.ش ).شمشيرى شکل

acinarious
(گ.ش ).پوشيده شده از حفره هاى کروى( مانند دانه هاى وسط انگور)

acinaseous
(گ.ش ).داراى تخم و بذر،داراى تخمدان

acinceous
(گ.ش ).داراى برگهاى شمشيرى

acinetic
(طب )مانع حرکت( شونده)

aciniform
(گ.ش ).انگورى ،انگور مانند،خوشه اى ،هسته دار،پر دانه

acinose
دان دان ،انگورى

معنی acidophile به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی