abloom
شکوفا , پر شکوفه
کلمات مشابه

ablosung
روانشناسى : پيوند گسلى

abluent
شستشو دهنده ،پاک کننده

ablush
سرخ ،خجل

ablution
غسل , آبدست , وضو

ablution before prayer
دست نماز

ablution with earth
تيمم

ablutomania
روانشناسى : وسواس شستشو

ably
با توانايى ،از روى لياقت

abnegate
بخود حرام کردن

abnegation
کف نفس

abnegator
منکر

abnerval
ناشى از عصب ،عصبى

abneural
(تش ).واقع در مقابل دستگاه مرکزى عصب

abnodation
تسطيح کوه از درخت و يا ناهموارى

abnonmally
بطور غيرعادى ،بطورغير طبيعى ،بر خلاف قاعده

معنی abloom به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی