Nazgol
نازگل
کلمات مشابه

Nazhin
ناژين

Nazila
نازيلا

Nazism
اصول نازي

Nazmi
نظمي

Nazy
نازي

neap
کهکشند

near
قريب , در مجاورت , در کنار , تا پاي , بخدمت , به نزديکي , تاحدود , مقارن , پهلوي , در نزديکي , در خدمت , نزديک به , نزديک , نزد , مجاور , پيش

Near East
خاور نزديک

nearby
دم دست

nearly
بنزديکي

nearness
قرب

nearsighted
نزديک بين

neat
مرتب

neatherd
گله بان , گاو دار

neatness
نظافت

معنی Nazgol به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی