Japanese
ژاپني
کلمات مشابه

japanese andromeda
(گ.ش ).بوته هميشه سبز اسيايى

japanese iris
(گ.ش ).زنبق ژاپونى

japanization
ژاپنى شدن

japanize
بسبک ژاپنى در اوردن ،بسبک ژاپونى تزئين نمودن

jape
لطيفه زدن

japer
لطيفه گو

japery
لطيفه گوي

japheth
يافث فرزند نوح پيامبر

japko-chagi
ورزش : ضربه پا همراه گرفتن پا

japonica
(گ.ش ).به ژاپونى ،گلابى ژاپونى ،گل چاى ژاپونى ،کامليا

jar
سبو , تاپو , پارچ , مغاير بودن , کوزه , صداي ناهنجار , ناجور بودن , خمره

jar ramming method
علوم مهندسى : روش ضربه اى قالبريزى

jar-ram molding machine
علوم مهندسى : دستگاه قالبريزى حرفه اى

jardiniere
جعبه گلدان ،جعبه اى که گل در ان سبز کرده و براى ارايش اطاق مى گذارند،گلدان

jargon
زبان زرگري

معنی Japanese به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی